تبلیغات
کوروش بزرگ
تمدن ایران زمین

کاخ داریوش بزرگ در تنگه بلاغی کشف شد
هیات باستان شناسی ایران و فرانسه موفق شدند با آغاز دومین فصل کاوش در تنگه بلاغی، بقایای کاخی عظیم از دوره هخامنشی احتمالا متعلق به داریوش اول را کشف کنند.

«محمد تقی عطایی»، سرپرست ایرانی هیات باستان شناسی ایران و فرانسه در تنگه بلاغی با اعلام این خبر گفت: «پیش از آغاز کاوش های باستان شناسی در محوطه 35 تنگه بلاغی  آزمایش های ژئوفیزیک وجود بنایی عظیم را در آخرین نقطه آبگیری سد سیوند نشان داده بود و سفال های سطحی نیز حاکی از آن بود که این بنای عظیم، که بی شباهت به کاخ نیست باید به دوره هخامنشی تعلق داشته باشد. با این فرضیات کاوش های باستان شناسی در محوطه 35 آغاز شد.»

وی در ادامه گفت: «در لایه نگاری و گمانه زنی از تپه باستانی 35 که بنای عظیم را در خود مدفون نگه داشته ، مشخص شد، این تپه باستانی تک لایه است و تنها دوره هخامنشی را در خود دارد. هیات باستان شناسی با این تصور که عدم ساخت و سازهای دوره های بعدی باعث می شود تا بنای مدفون سالم از زیر خاک بیرون بیاید حفاری باستان شناسی و آوار برداری را آغاز کرد اما کمال تاسف با چاله های حفاران غیر مجاز و رد بولدوزر مواجه شد.»
به گفته وی وجود حفاران غیر مجاز دیگر امری عادی در محوطه های باستانی محسوب می شود اما این که چه کسانی با لودر به جان این تپه باستانی افتاده اند و بخش های زیادی از آن را تخریب کرده اند جای پرسش دارد. وی بر اساس شواهد بدست آمده معتقد است که فعالیت بولدوزر در تپه کار حفاران غیر مجاز نیست و فعالیت ها کاملا عمدی بوده و به قصد تخریب تپه انجام گرفته است.

هیات باستان شناسی در ابتدای کاوش محوطه ای به ابعاد 30 در 30 متر را به عنوان محل قرار گرفتن کاخ شناسایی کردند و موفق شدند تا تخت گاه کاخ را که از خاک و شن کوبیده ساخته شده بود کشف کنند. کوشک شاهی در کنار دامنه تپه که به کوه منتهی می شود ساخته شده است.

عطایی در ادامه گفت: «آوار برداری تخریب های لودر ادامه داشت تا این که هیات باستان شناسی نخستین نشانه از کاخ هخامنشی که یک پایه ستون به شکل ناقوس وارونه، درست شبیه پایه ستون های تخت جمشید اما کوچکتر را پیدا کردند. برای ساخت این پایه ستون از سنگ سیاه مجد آباد (درست شبیه به تخت جمشید) استفاده شده است و آن را با چنان دقتی سیقل داده اند که هر کسی به راحتی می تواند عکس خود را در آن ببیند.»

کمی آن طرف تر پایه ستون، شالی ستون آن کشف شد. این پایه ستون 50 سانت قطر و 35 سانتی متر ارتفاع دارد که با شالی ستون ارتفاع آن به 45 سانتی متر می رسد.

روی پایه ستون و شالی ستون علامت هایی برای تراز کردن آن ها گذاشته شده است تا هنگام نصب، کل پایه ستون تراز به ایستد. این روش در دوره هخامنشی رایج بوده است.

عطایی در مورد کشف این پایه ستون گفت: «نمونه این پایه ستون در پاسارگاد دیده نشده اما درست شبیه به پایه ستون های تخت جمشید است. کوچکی پایه ستون نشان می دهد که برای برپایی ستون ها و سر ستون های چوبی مورد استفاده قرار می گرفته است.»

وی با تاکید بر این موضوع که بقایای کاخ متعلق به دوره داریوش است گفت: «این کاخ به دوره کوروش تعلق ندارد ومتعلق  به داریوش و یا پس از وی است. هیات باستان شناسی با توجه به شواهد به دست آمده احتمال می دهد که کاخ بدست آمده متعلق به دوره داریوش اول باشد.»

تزئینات پایه ستون نشان می دهد که از آن برای ستون های ایوان استفاده می شده است. زیرا هخامنشیان پایه ستون های ساده را در داخل تالار و پایه ستون های نقش دار را در ایوان استفاده می کردند.

عطایی در مورد ادامه کاوش های باستان شناسی در محوطه 35 گفت: «در ادامه با سه ردیف دیوار خشتی مواجه شدیم که بالای آن ها را لودر از بین برده است. ما امیدواریم تا از طریق این دیوارها پلان کاخ را کشف کنیم.»

وی در ادامه گفت: «با نزدیک شدن به مرکز کاخ چهار زیر پایه ستون کشف کردیم که درست شبیه به کاخ آپادانا در شوش هستند و نشان از یک تالار دارند. احتمالا پایه ستون های این تالار برده شده و یا هنگام فعالیت لودر ها از بین رفته است اما ابعاد تالار نشان می دهد که چهار پایه ستون در این تالار وجود داشته است.»

از دیگر یافته های باستان شناسی کشف 25 قطعه از 25 خمره بزرگ است که احتمالا بر اثر فعالیت لودر تخریب شده اند.

همچنین باستان شناسان موفق شدند مقداری خمره و قمقمه سفالی در این تپه باستانی کشف کنند که نشان از اقامت سربازان در کاخ دارد.

عطایی با اشاره به قطعات خشتی بدست آمده از این کاخ گفت: «ابعاد خشت ها متفاوت است. برخی از آن ها 35 در 33 سانت هستند که احتمال برای کف سازی مورد استفاده قرار می گرفتند، برخی 17 در 33 و برخی نیز دارای اندازه استاندارد 33 در 33 هستند.»

کاخ بدست آمده از دوره هخامنشی که احتمال متعلق به داریوش اول بوده است در آخرین نقطه آبگیری سد سیوند قرار گرفته و غرق نمی شود اما رطوبت دریاچه سد آن را از بین می برد.

هیات باستان شناسی ایران و فرانسه، به سرپرستی محمد تقی عطایی از پژوهشکده باستان شناسی و رمی بوشارلا از موسسه ایران و فرانسه تا 15 خرداد در تنگه بلاغی فعالیت می کنند.

تنگه بلاغی منطقه ای باستانی در نزدیکی پاسارگاد است که ساخت سد سیوند در آن منجر به کشف و شناسایی 131 اثر باستانی شد. هم اکنون 8 هیات باستان شناسی ایرانی و خارجی برای نجات بخشی آثار موجود در این تگه باستانی تلاش می کنند.



کورش سوم
کورش کبیر پسر کمبوجیه، نوه ی کورش اول و نبیره ی چیش پیش از دودمان هخامنش جد بزرگ، پادشاه پارسیان و شاهزاده ای پارسی بود که با اتحاد دو قوم پارس و ماد و اصلاح میانه آنها کشور ایران و امپراطوری هخامنشی را بنیان نهاد و بدین گونه موفق به تاسیس بزرگترین دولت جهانی و مردمی گردید. بنابراین او نخستین کسی است که توانست به تاسیس یک شاهنشاهی در جهان دست یابد و لقب کبیر را از تاریخ دریافت کند.
"کاسان دان" دختر "فرناسپ" از خاندان هخامنشی یگانه همسر کورش بود که در زمان پادشاهی کورش در گذشت و گویند کورش پس از آن هرگز همسری اختیار نکرده است. هئوتسیا،آتوسا، کمبوجیه و بردیا حاصل ازدواج کورش و کاسان دان می باشند و از این میان هئوتسیا همان است که همسر داریوش کبیر شد و کمبوجیه فاتح مصر.
طبق روایت گزنفون در "کورش نامه" (کورش یگانه پادشاهی است که مردمان همه ی کشورها پادشاهی و اقتدار او را پذیرفته بودند.)
همچنین آنچه را که فیثاغورث در سیاحت نامه در توصیف کورش روایت کرده بیانگر فضائل ، کمالات و مردم داری کورش است. او چنین می نگارد: ( ... در مراسمی کورش با تنی چند از روستائیان برخوان نشست و چنین گفت: من همتای شمایم. ما توشه و زاد خود وابسته به شما وام داریم . پایداری دولت از دسترنج شماست اما شما بی جنب و جوش ما خویشتن داری نتوانید کرد و بر جای استوار نتوانید بود. همواره مانند برادر یگانه و مهربان زندگی کنیم.)
این شاه توانمند پارسی که به واسطه ی سخاوت و خوش قلبی سرشارش همه او را پیشوای خود می دانستند پس از مرگ نیز نام نیکش بر زبانها جاری شد به گونه ای که ما ایرانیان او را " پدر" می نامیم و حتی یونانیان که خاطره ی خوشی از دولت هخامنشی ندارند از او به عنوان" سرور و قانونگذار" یاد می کنند و نوشته های هرودوت و گزنفون حکایت از محبوبیت کورش در نظر یونانیان دارد.
به گفته ی هرودوت: ( کورش پادشاهی بزرگوار و بخشنده بود و همچون پادشاهان دیگر به جمع مال و منال حریص نبود و در فنون جنگی بسیار ماهر بود.)
از دلایل محبوبیت کورش در نظر ملل مختلف این است که او به هنگام فتح سرزمین های مختلف نه تنها به عقاید و مذاهب و آداب و سنن آنان خدشه ای وارد نکرد بلکه با به رسمیت شناختن مذاهب و خدایان آنها، موجبات آزادی و آرامی مردم را فراهم ساخت. او عقیده داشت که هر کس خودش می تواند خدای خود و دین خود را انتخاب کند همانگونه که زرتشت فرموده.
کورش در تمام فتوحاتش فقط پادشاهان زورمند را کنار می گذاشت و آنگاه بدون کوچکترین تغییری در ساختار حکومت وروند کار موسسات وابسته، خود حکومت را در دست می گرفت و به آن گونه که خوشایند طبع ساکنان آنها بود رفتار می کرد و چون موجبات رفاه و رضایت مردم را فراهم می ساخت از سوی آنان حمایت می شد و مخالفی نداشت مگر عده ای آشوبگر و جاه طلب که آن هم دور از دسترس کورش بر علیه او قیام می کردند و البته طولی نمی کشید که سرکوب می شدند.
نوشته های اکثر مورخان حکایت از هوشیاری، زیرکی و اندیشمندی کورش دارد. گزنفن از هوشیاری ، مهربانی و نبوغ شاهی کورش سخن می راند و او را به لحاظ داشتن ملکات و فضائل با حکما برابر می داند.