تبلیغات
کوروش بزرگ
تمدن ایران زمین

منظور از عرب سوسمار خور چیست؟
زمانی كه ایرانیان نخستین دین یكتا پرستزی را داشتند و
هُرمَزد و اهریمن و امشاسپندان را بمیان انداخته بودند،
عرب سنگ میپرستید و تازیان سوسمار میخوردند.


زمانی كه شاهنشاهی بزرگ ساسانی كه تنها هماورد رُم در
جهان بود، باربد و نكیسا و بزرگمهر را پدید میاورد،
تازیان سوسمار میخوردند.


زمانی كه مصلحین و اندیشمندانی سترگ چون مانی و مزدك برای
اصلاح كژی های سیستماتیك جامعه ئ ایران ساسانی پبا خواستند
و شاید نخستین " آیین سرخِ" جهان را نیز ایرانیها بدین گونه پایه ریختند،
تازیان سوسمار میخوردند.
........................

زمانی كه تیسفون دیوار های تودر تو داشت و ١٠١ شهر ایران، در كشوری
كه بیش از ١٤٠ میلیون شهروند داشت، هر كدام نگینی در آبادی بودند،
بزرگترین " شهر" عرب، مكه، همچو دهی گلین و و حصیری بود و " شهر"
دیگرشان " یثرب " ( همان مدینه كنونی) تنها به بركت یهودیان
آبادی و رونقی داشت، تازیان سوسمار میخوردند.


زمانی كه ایرانیان دستگاه حقوقی پیچیده و پیشرفته ای داشتند،
كه از كتاب های اندكی كه بجا مانده ، چون ( ماتكدان هزار داتستان =
هزار داوری قضایی ) میتوان دید،
تازیان دست میبریدند و سنگسار میكردند و سوسمار میخوردند.
---


امّا زمانی كه شهر های ایران ویران شد و نسکخانه های بی همتا
و فرشهای بدیع پاره و سوخته شدند و جامهای زر و ظرفهای و ابزار سیمین و زرین
كه هركدام ستاره ای در آسمان هنر دست و ذوق و پسند ایرانی بودند،
آب شدند تا به چهره شمش و دینار و درهم درایند، هیمن عرب سومار
خور ، بر آزادگان ایران چیره شد و كشور ما را كه بگفته برخی جامعه شناسان
حتی در آستانه ئ گذر به بورژوازی بود، سده ها به پس پرتاب كردند.

گرچه اكنون دیگر تازیان به خرج و حساب ایرانیان ، به آسودگی
میزیستند و غلامان و كنیزان داشتند و پالوده خور شده بودند،
اما از دید فرهنگی و اندیشه و فلسفه، همان تازیانی بودند كه
سوسمار میخوردند.
برخی دوستداران عرب، از نسکها(كتابها) و ادبیات غنی عرب سخن میگویند.
اینان فراموش كرده اند كه این همه پس از استیلای عرب به عجم پدید
آمد. دستور زبان عربی را یك نابغه ئ ایرانی نوشت. ولی همین ابن مقفع
بدست نیرنگ منصور، خلیفه نابكار تازی، زنده زنده تكه تكه شده و
اندامش در تنور افكنده شد تا در پیش چشمانش بسوزند.


ایرانیان، نسکهای بیشمار دانشی و فلسفی به زبان حاكم روزگار،
یعنی تازی نوشتند و حتی چامه گویان ایرانی تبار، نیك تر از خود عربان
شعر میسرودند. ابن خلدون در كتاب خود آورده است كه بیش از ٩٠%
بزرگان دانش و حكمت و دین و فلسفه و تاریخ و جغرافی، ایرانیان بودند
و تازه در ١٠% بجا مانده، بیشتر یهودیان مسلمان شده، بویژه از
اندلس و آفریقا دیده میشوند. پس تازیان از دید فرهنگی سالها
همچنان سوسمار خور مانده بودند.


دریغ، كه گرچه امروز غربیان حتی " پور سینا"(ابوعلی سینا) را عرب میدانند،
امّا تا كنون، از میان عرب چهره ئ درخشانی كه خدمتی به بشریت
كرده باشد، بهیچ روی و هیچ كجا دیده نشده است و هیچ دانسته نیست كه
اگر شمشیر هرقل ( هراكلس امپراتور رم شرقی ) جلوی سپاه عمر را
در كُنستانتینوپول ( قسطنطنیه !) نمیگرفت و پُتك جنگی " شارل مارتل "
( شارل پـُتـك دار ؟ )، شاه فرانك ها، سر عربهای اندلس را در " پواتیه "نمیشكست، و اروپا نیز
مانند ایران سوخته و ویران میگردید، امروز با چه جهانی سیاه روبرو بودیم